ریاست محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

 
جناب آقای زید رعدحسین
اینجانب باتیرشاه محمداف کارمند شرکت روسی زاپایا رنایا دارای تابعیت ترکمنستان در سال ۱۳۸۸ در فرودگاه ایران توسط ماموران امنیتی و اطلاعاتی ایران دستگیر شدم و پس از یک محاکمه نمایشی ابتدا به ۲۰ سال و در دادگاه تجدیدنظر به ۱۰سال زندان محکوم شدم و هم اکنون بیش از ۸ سال است که در زندان به سر میبرم و در واقع از نظر ماموران امنیتی من یک گروگانم و نه یک زندانی.گروگانی که باید حداقل با تعداد زیادی زندانی (حدودا ۳۰نفر) مبادله شوم.در این مدت هشت سال به علت شرایط نامطلوب زندان به بیماریهای مختلفی دچار شده ام. کلیه ها، قلب فشارخون و کبدم صدمه دیده اند و روزهایم در زندان اغلب با بیماری و درد سپری میشود. تا کنون نامه های بسیاری به مسئولان ایرانی و یک بار به وب سایت رئیس جمهور و وزارت خارجه ترکمنستان و نماینده ویژه شورای حقوق بشر در ایران نوشتم و وضعیت خودم را توضیح دادم به خصوص در نامه هایم به مسئولان ایرانی اصرار کرده ام که اگر اسناد و مدارکی وجود دارد که جاسوسی مرا ثابت میکند حداقل به من نشان دهند، اما همین خواسته نیز در این مدت طولانی برآورده نشده است. در این هشت سال هیچ ملاقاتی با خانواده ام نداشته ام و تنها چند بار اجازه صحبت کوتاه تلفنی با خانواده و یا نماینده سفارت به من داده شد. با توجه به شرایط سختم در زندان تا حال دوبار دست به اعتصاب غذا زده ام هر چند میدانستم که اعتصاب غذا وضعیت جسمانی مرا بدتر خواهد کرد اما چاره دیگری نداشتم و هر دوبار پس از مذاکره با مسئولان امنیتی ایران و قول مساعد و قطعی آنها برای تبادل من با چند زندانی ایرانی اعتصاب غذایم را شکستم اما گذشت زمان نشان داد که قول های آنها فریب و دروغی بیش نبوده است و هر بار قول خود و شرایط وخیم من را نادیده گرفتند.
ابتدا فکر میکردم در کشوری که قوانین اسلامی حاکم است و مسئولان آن متدین و پایبند به دین و مذهب هستند به حکم عدالت به زودی از من رفع اتهام خواهد شد و از زندان آزاد میشوم ولی حالا پس از گذشت ۸ سال محکومیت و بی توجهی به نامه هایم و قولهایی که به من داده اند؛ نمیدانم چگونه در مورد عدالت و انصاف اسلامی و دینی آنان فکر کنم؟ به نظرم نمی آید چنین رفتارهایی با فرد غریب و اسیر در زندان در دیانت مقدس اسلام آزاد باشد و خداوند رحیم اینطور رفتارها را نادیده بگیرد و یا از آن بگذرد.
جالب اینجاست با وجودیکه زندانی هستم به دلیل کیفیت بد غذاهای زندان و نبود میوه و لبنیات کافی در جیره غذایی و نیز دارو برای درمان بیماری ها من شخصا باید خودم میوه و لبنیات و مواد لازم برای تهیه غذای مطلوب را از فروشگاه خرید نمایم و یا داروهایم را از خارج از زندان تهیه کنم. در واقع من با خرج خودم تا حال در زندان دوام آورده ام. نمیدانم تا چه مدتی باید به نوشتن چنین نامه هایی ادامه دهم. این عادلانه و منصفانه نیست که به دلیل مشکلات سیاسی بی جهت مرا در زندان نگهداری کنند و خانواده ام را در نگرانی و اضطراب و تحمل رنج دوری و خالی بودن جای همسر و پدر نگه دارند. این نامه را به این امید مینویسم که اینبار ندای مظلومانه من از گوشه تاریک زندان رجائی شهر بلند است به گوش مسئولین برسد و این ظلم و ستم که جسم و اعصاب و روان مرا به شدت تحت فشار قرار داده، خاتمه دهند و از هر طریق ممکن مرا آزاد نمایند تا به کشور خود و نزد خانواده در رنجم بازگردم. همچنین امیدوارم آن جناب با توجه به مسئولیتی که به عهده دارند به یاری من بشتابند و مرا کمک نمایند تا هرچه زودتر از این شرایط سخت و غیرقابل تحمل خارج شوم. پیشاپیش از همکاری و تلاش شما بینهایت سپاسگزارم و منتظر دیدن نتایج عملی این تلاش ها می باشم.
با احترام و سپاس باتیرشاه محمداف
رونوشت:
-خانم عاصمه جهانگیر گزارشگرویژه
-دبیرکل سازمان ملل متحد
-سفارت ترکمنستان در تهران

Comments are closed.