روزشمار نقض حقوق شهروندان بهايي ايران مهر ماه 1390
نوشته شده توسط hasti
۱۳ آبان ۱۳۹۰

روزشمار نقض حقوق شهروندان بهايي ايران مهر ماه 1390

2 مهر : با شروع ترم جديد " مونا مؤمني " دانشجوي بهايي ترم 7 دانشگاه علوم پزشكي شيراز به دليل اعتقادات مذهبي از دانشگاه اخراج شد .

3 مهر : مسئولين ثبت نام دانشگاه قم از ثبت نام " مليكا وزيرزاده " ورودي جديد اين دانشگاه به دليل اعتقاد به آئين بهايي ممانعت بعمل آوردند .

6 مهر : بشير احساني فعال حق تحصيل و دانشجوي محروم از تحصيل بهايي به اتهام تجمع و تباني براي برهم زدن امنيت كشور به 5 سال حبس تعزيري محكوم شد

- طي روزهاي اخير دو شهروند بهايي ساكن سنندج به نام هاي شهره رئوفي و وحيد خلوصي به اداره اطلاعات احضار كه پس از بازجويي آزاد شدند  .

- " رها ثابت " شهروند بهايي ساكن شيراز پس از كذراندن 4 سال دوره محكوميت آزاد شد .

ادامه مطلب ...
 
مفصل بندی گفتمان برابری
نوشته شده توسط دبیر
۲۸ مرداد ۱۳۹۰

نقد و ساختارشکافی دین بهائی از مردسالاری و مفصل بندی گفتمان برابری

کاویان صادق زاده میلانی

جریان مردسالاری و تمدن غالب از دید فمینیزم قابل نقد است. چون تمدن غالب تجربه و نگرش و واقعیتهای زن را به حساب نمی آورد. فمینیزم مکتبی فاسفی است که این اصل را که تجربۀ بشر، همانا تجربۀ مردان است را نمی پذیرد و به کنش برای مطرح ساختن نگرش نیم دیگر نوع انسان می پردازد. فمینیزم می کوشد تا نابرابری های موجود وجا افتاده پیشین و دیرینه برداشته شوند. دراین مورد شباهتهای زیادی بین نقد دین بهائی و نقد فمینیزم در ساختارشکنی نگرش مردسالارانه سنتی موجود است.

ادامه مطلب ...
 
امسال هفت شیر به جای هفت سین
نوشته شده توسط دبیر
۲۹ اسفند ۱۳۸۹

امسال هفت شیر به جای هفت سین

کیوان

دانید که از دیرباز ایرانیان نوروز را جشن همی گیرند و در درازای تاریخ کهن این سرزمین، با آن که اقوام دیگر هجوم‌ها آوردند و عیدها و جشن‌های دیگر ملّی یا مذهبی یا قومی برپا داشتند نتوانستند از دل و جان مردمان این سرزمین این عید شادی‌بخش را برانند و دیگری را جایگزین آن سازند. این آخرین نیز توانش بدانجا نرسید که پای بر جای پای دیگر اقوام بگذارد و آن را نابود سازد فقط سند آن را به نام خود زد و رنگی از مذهب بر آن ریخت که بگوید اگرش گرامی می‌دارم از بهر آن است که سرآغازش آئین من است که ادّعایی به پایه است که همگانش نیک بر آن آگاهند. این مقدّمه از مترجم بود و آنچه کیوان، از سایت Kids Side by Side نوشته ذیلاً برگردان فارسی‌اش ذکر می‌شود.

ادامه مطلب ...
 
مسئله نفس در ابن سینا و توماس (بخش آخر)
نوشته شده توسط hasti
۰۴ آذر ۱۳۸۹

مسئله نفس در ابن سینا و توماس (بخش آخر)

کیان بهنود

پس کمال اول مبداء اول افعال است و کمال ثانی خود فعل و آثار است. ذات بر کمال اول متوقف است و کمال ثانی بر ذات. لذا نفس کمال اول خواهد بود و نوع با آن بالفعل شده و جنس، محصل و تمام خواهد شد. از طرف دیگر چون کمال، کمال است برای چیزی و آن چیز می‌تواند جوهر غیر جسمانی یا جسم باشد، لذا نفس کمالی است برای جسم.

ابن سینا مراد از دیگر مفردات ماخوذ را در تعریف نفس را نیز روشن می کند. بطور مثال درباره جسم می‌نویسد:

از جسم معنای جنسی آن مراد است نه جسم به معنای ماده. جسم به معنای جنسی دو قسم است. جسم صناعی، یعنی آنچه مصنوع انسان است و جسم سریر و کرسی و دیگری جسم طبیعی که مصنوع نباشد، مثل حجر. حال اگر جسمی را در نظر بگیریم که طبیعی باشد و از آن فعلی خاص که از آن جهتِ جسمیت آن نباشد، صادر گردد، در این جسم مبداءِ خواهد بود که منشاء آن فعل بوده و جزء قوام و بالفعل آن می‌باشد و جسم جنسی با آن تمام شده، کامل می‌گردد. بنابر این نفس به طور کلی کمال اول جسم طبیعی است.

ادامه مطلب ...
 
نگاهی دیگر به دو واژه
نوشته شده توسط hasti
۰۲ آذر ۱۳۸۹

نگاهی دیگر به دو واژه

تاکنشان

معمول چنان است که در بدایت انتشار هر مطلب مهمّی یا شروع گفتگویی، مانند حقوق بشر، و امثال ذلک، بعضی واژه‎ها را تعریف می‌کنند و آن عبارت از واژه‌‎هایی است که یا محور بحث و گفتگو است یا در آن مذاکره یا قرارداد، بیشتر از سایر لغات و کلمات تکرار می‎شود و خواه ناخواه بر آن بحث تأثیر می‌گذارد. معمولاً دو طرف گفتگو دربارۀ معنی یا مفهوم آن واژه‌های کلیدی به توافق‎هایی دست می‌یابند تا از برداشت‌های نادرست جلوگیری شود. فی‌المثل، اگر بحث دربارۀ اجاره کردن خانه‌ای باشد که امری بسیار عادّی است، موجر، مستأجر، مال‌الاجاره و غیره تعریف می‎شوند.

حال، در مورد دو واژۀ "حقوق" و "نقض" به نظر می‎رسد اختلاف نظرهایی وجود دارد. شاید هم اینها در مورد افراد مختلف تفاوت اجرایی دارند. یعنی وقتی گفته می‌شود "حقوق" جناب محمّدجواد لاریجانی مطلبی تداعی می‌شود که وقتی گفته شود "حقوق" جمال‌الدّین خانجانی [برای جور شدن قافیه از این دو اسم استفاده شد] با هم تفاوت دارند. این حقوق عبارت از آن حقوق نیست. و اگر نقض شوند، اثرات مترتّبه بر آنها با یکدیگر تفاوت دارند. مثلاً، اگر دیوار منزل متعلّق به جناب محمّدجواد لاریجانی به دلایلی تخریب شود، به حقوق ایشان تجاوز شده است. امّا، اگر سدّ خاکی که با اجازۀ مسئولین در زمین فرد ثانی ساخته شده، بدون هیچ حکمی تخریب شود و هزینۀ تخریب نیز مطالبه شود، ابداً هیچ حقّی از کسی ضایع نشده است.

لهذا، لازم می‌آید که "حقوق" افراد، که قاعدةً باید در مقابل قانون یکسان باشد، و قوانین جمهوری اسلامی نیز بر آن صحّه گذاشته است و هیچ شرطی، اعم از رنگ پوست، اعتقاد مذهبی، خصوصیت قومی و قبیله‌ای، طبقۀ اجتماعی و غیره هم برای آن قائل نشده‎اند، کاملاً تعریف شود و مشروط به هیچ شرطی هم نشود.

در خبرها آمده بود که جناب محمّدجواد لاریجانی فرموده‎اند که "حقوق اقلّیت مذهبی بهائی در ایران نقض نمی‎شود." بد نیست این خبر را با هم مرور کنیم. بسیار کوتاه است؛ ملاحظه بفرمایید:

"محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در گفت و گویی با شبکه خبری پرس تی وی گزارش های حاکی از نقض حقوق اقلیت مذهبی بهایی در ایران را رد کرد.

آقای لاریجانی گفت بهاییان در ایران از حمایت قانون برخوردارند و اضافه کرد بیش از ۳۰۰ بهایی دانشجو و معلم در دانشگاه های ایران وجود دارد. محمد جواد لاریجانی با اشاره به مالکیت شرکت‌ها و کارخانه‌های توسط بهاییان، جامعه بهایی ایران را پرنفوذ خواند. دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ادعا کرد در مواردی جامعه بهایی ایران با توسل به زور و به طور غیرقانونی اقدام به تهدید و تنبیه جوانان نسبت به ترک فرقه کرده است. محمد جواد لاریجانی گفت بهاییت در ایران یک فرقه محسوب می شود نه مذهب."

اگرچه نقیض این ادّعا به وضوح در کشور متبوع ایشان مشهود است، امّا، بنده بدون اشاره به جمیع موارد مثبوت و قطعی که ردّ ادّعای ایشان را می‎نماید، فقط از جناب ایشان تقاضا دارم دو واژۀ "حقوق" و "نقض" را تعریف فرمایند، به نحوی که اگر آنچه بر سر جامعۀ بهائی رفته، بر خود ایشان یا منسوبین ایشان، یا عزیزان ایشان، یا افراد مرتبط با ایشان برود، یا مشابه آن بر مسلمانان در ممالک غیراسلامی روا شود، آن را نیز به طیب خاطر بپذیرند و نام نقض حقوق بشر بر آن ننهند. این تعریف به نحوی باشد که حضرت ایشان را با افراد بهائی در مرتبۀ مشابه قرار دهد، البتّه بهائیان نه مزایای ایشان را می‎طلبند و نه مقام و موقع ایشان را و ابداً هم حاضر نیستند در جایگاهی قرار گیرند که بدون احساس مسئولیت به کلامی تفوّه نماید که نقیض آن آشکار باشد.

تقاضای دیگری که از جناب ایشان دربارۀ افاضات اخیرشان دارم این است که لطف بفرمایند نام و محلّ تحصیل این سیصد بهائی دانشجو و معلّم را ذکر بفرمایند یا لااقل نیمی از آنها را نام ببرند، یا یک سوم یا یک چهارم از آنها را مشخّص فرمایند تا ما هم مطّلع شویم. شاید جناب ایشان اطّلاع ندارند که اوّلین گروهی که بعد از انقلاب اسلامی از شغل خود منفصل شدند، معلّمین بهائی بودند. در انقلاب فرهنگی هم که دانشجویان از تحصیل معاف شدند و این کار شاقّ به عهدۀ دانشجویان مسلمان متعهّد گذاشته شد.

مطلب دیگری که از جناب ایشان تقاضا دارم این است که لطف بفرمایند، در کنار کارخانه‌های متعدّدی که به تملّک بهائیان در آورده‎اند، تکلیف مغازه‌های متعلّق به بهائیان که بدون حکم قطعی رسمی، و فقط به صِرف نفوذ مسئول اطّلاعات این یا آن شهرستان مهر و موم شده و اجازۀ بازگشایی آن را نمی‌دهند، پروانه‌های کاری که تمدید نمی‌شوند، زمین‌های بایری که با سند رسمی خریداری شده و پس از آبادانی با حکمی جعلی به تملّک فلان مسئول ذی‌نفوذ در آمده و امثال آن را نیز روشن فرمایند.

مطلب دیگری که تقاضا دارم جناب لاریجانی مشخّص فرمایند این است که کدام فرد بهائی ذی‌نفوذی در ایران وجود دارد که نتوانسته از اینهمه ناملایمات تحمیل شده بر بهائیان جلوگیری کند. چون شما از جمیع مواردی تحمیلی بر بهائیان، که حتّی یک مورد از آن را خودتان قادر به تحمّلش نیستید، کاملاً مطّلعید بنده در اینجا متعرّض ذکر آنها نمی‌شوم. امّا وجود افراد بهائی، به قول شما، پرنفوذ در ایران باید نشانه‌ای، اثری، ثمری داشته باشد تا از این همه مظالم جلوگیری کند. کجا است آن فرد ذی‌نفوذ؟ مگر آن که بخواهید معنای این واژه را هم بیان کنید، تا که شاید ما قادر به درک افاضات شما بشویم.

مطلب دیگری را هم محبّت فرموده روشن نمایید. فرموده‌ای بهائیان به طور غیرقانونی اقدام به تنبیه جوانان برای ترک فرقه کرده‎اند. نمی‌دانم در کدامین نقطۀ ایران بهائیان برای کسی که از جامعۀ بهائی حذف نام کردن حکم ارتداد صادر کرده محکوم به اعدام کرده‎اند؛ حکم شلّاق نوشته و اجرا کرده‎اند؛ حکم زندان و بازداشت نوشته‎اند؛ حکم تعزیر مرقوم داشته و مُجری داشته‎اند؛ از منزل پدری و مادری اخراج کرده آوارۀ خیابان و بیابان نموده‎اند؛ بد نیست اگر یک مورد را ذکر بفرمایید تا کلام شما مستند باشد. والاّ کلام بدون استناد را هر کسی می‌تواند بر زبان آورد. جناب لاریجانی، صِرفاً برای اطّلاع شما عرض می‎کنم که هیچ اجباری بر بهائی بودن احدی نیست؛ زیرا بهائیان دین را امری وجدانی می‎دانند و به بیان صریح حضرت عبدالبهاء در "مقالۀ شخصی سیّاح) کشور وجدان در سیطرۀ حضرت یزدان است و بس و کسی را حقّ ورود به آن نیست. هر کسی در مقابل عقیده‌ای که دارد خودش را فقط در مقابل خداوند مسئول می‌داند و بس.

نکته‌ای را که شما و سایر مسئولین نظام مرتّباً جهت تحقیر مطرح می‌کنند و می‎کنید، و تفاوت فرقه و مذهب را در مورد بهائیان بیان می‌کنید، ناشی از اعتقادات شما است نه باورها و قراردادهای جهانی و بین‌المللی. در مورد حقوق بشر اصلاً موضوع فرقه و مذهب و دین مطرح نیست؛ موضوع انسانها مطرح است و اعتقاد فرع بر انسان است. هیچ کس حق ندارد حقوق انسانی خداداده را به صِرف تفاوت اعتقاد مذهبی نقض نماید و در نهایت هم با بیان فرق فرقه و دین و مذهب و آئین و کیش و غیره و غیره، که معلوم نیست برای رفاه اهل عالم ایجاد شده یا برای تفرقه و تشتّت و ایجاد ناراحتی و کشت و کشتار (مانندجنگ‌های صلیبی؛ مقاتلات کاتولیک و پروتستان؛ اختلافات سنّی و شیعه در طول زمان؛ مقهوریت زرتشتی‌ها و یهوی‎ها در ایران در دوران قاجار و قبل و بعد از آن؛ قتل عام اهل تسنّن در دوران صفویه)، خود را محقّ جلوه دهد و گریبان را از چنگ هواداران حقوق بشر در آورد.

امید است با رعایت قدری انصاف، خود را در جای افراد مظلومی قرار دهید که صرفاً به دلایل تفاوت عقیدتی [هر نامی که بر آن بگذارید] تحت ظلم و ستم و نقض حقوق انسانی خود قرار گرفته‌اند و سپس به توصیف "نقض حقوق بشر" بپردازید و البتّه دعا کنید که، بر خلاف سنّت الهی که البتّه همواره تغییر و تحوّل را ایجاد می‎کند، هرگز در معرض نقض حقوقتان در کشورهای غیراسلامی قرار نگیرید که اگر بگیرید شاید نظرتان دربارۀ مفهوم این دو واژه اندکی تغییر نماید.

 
نامه یک شهروند بهائی به مسوولان قضایی و اجرایی پیرامون حقوق مدنی
نوشته شده توسط Administrator
۱۲ آبان ۱۳۸۹

"لا ینهیکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبرؤهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین"

(خدا شما را از نیکی کردن و عدالت ورزیدن با آنان که با شما در دین نگنجیده اند و از سرزمینتان بیرون نرانده اند، باز نمی دارد. خدا کسانی را که به عدالت رفتار می کنند دوست دارد. )

] سوره ی ممتحنه، آیه ی 8[

مدت 1 ماه است که فکر می کنم به اینکه به عنوان یک شهروند چه بگویم و چگونه خواسته ی خود را بعنوان یک شهروند یک فردی که نسل اندر نسلش مادربزرگ ها و پدربزرگهایش همه در ایران زیسته نفس کشیده و برای آبادانی اش تلاش کرده اند بیان کنم... همه در این خاک از هیچ خدمتی دریغ نکرده و اندک ضرر به این خاک را ضرری همچون به جان خود دانسته و می دانیم و خواهیم دانست. امروز که این نامه را می نویسم تنها یک واژه در ذهن من می درخشد " شهروند" به دنبال معنای آن به هر کتابی از قانون اساسی تا حقوق بشر را خواندم و هر روز بیشتر واژه برایم پر رنگ تر و پر معنا تر شد. شهروندی که باید حقوق مدنی و اجتماعی آن رعایت شود، انسانهایی که تابع یک کشور تلقی می شوند و باید از حقوق مادی و معنوی برخوردار باشند و این حقوق را قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر طبق اصل هایی که در ذیل آورده می شود تصدیق می کند:

ادامه مطلب ...
 
سنت مردانه ی زنان مدرن
نوشته شده توسط Farhad
۲۵ شهريور ۱۳۸۹

شاهین جانپاک

سنت مردانه ی زنان مدرن

ما قدر دنیای امروز را آنگونه که باید، نمی دانیم. به راستی چه کسی تصور می کرد، از دل دنیایی که کلیسا با سیطره اش بر لحظه لحظه‌ی زندگی آدمی نظارت داشت، جهانی خلق شود با محوریت انسان و احترام به استقلال لحظه لحظه‌ی زندگی اش؟ جهانی که عقل را مبنای قضاوت های خود قرار دهد و چهارچوب منطقی زندگی را بنا نهد؟ جهانی که دغدغه اش حیثیت آدمی باشد و از آن حیث، حقوق بشر را متولد سازد؟

جهان بیرون تغییر کرد و مردمانی هچنان در جهان بی تغییر درون، روزگار می گذارنند. جهان پیشین، دنیایی تک بعدی با راه حل هایی یگانه را پیش پای آدمی قرار می داد. همیشه تنها راه رسیدن به خدا، کلیسا بود، و جابجایی قدرت در کلیسا را پاپ ها رقم می زدند، و پاپ ها مرد بودند و گروه دیگر، پدر روحانی بودند. پدر روحانی، به اعترافات مردم گوش فرا می داد، و ایشان را به سمت پسر و پدر آسمانی هدایت می نمود. همه پدر بودند و جای خالی مادران، در بزرگترین پایگاه قدرت بشر -یعنی دین- خالی بود. چرا، آنها هم جای داشتند، اما مقامشان در کنار مقام پدر روحانی سنجیده می شد.

ادامه مطلب ...
 
روزشمار نقض حقوق شهروندان بهایی مرداد 89
نوشته شده توسط Vafa
۱۳ شهريور ۱۳۸۹
مجموعۀ فعالان حقوق بشر در ایران
خبرگزاری هرانا

روزشمار نقض حقوق شهروندان بهایی مرداد 89

3 مرداد : از ثبت نام دو دانشجوی بهایی در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس به نامهای فربد اشراقی و مختار شاكریان در دانشگاه غیر دولتی خانه صنعت و معدن جلوگیری بعمل آمد .قابل ذكر است فربد اشراقی در سال 1383 به دلیل بهایی بودن از دانشگاه فنی مهاجر اصفهان و مختار شاكریان نیز در همان سال با عدم دریافت كارنامه كنكور مواجه شد .

4 مرداد : افشین حیرتیان فعال حقوق كودك و شهروند بهایی ساكن تهران كه در 13 خرداد ماه سال جاری بازداشت شده بود به قید وثیقه آزاد گردید .

ادامه مطلب ...
 
ما یاران هستیم
نوشته شده توسط Administrator
۱۲ شهريور ۱۳۸۹

ما یاران هستیم;

نگارش: فرزان فرامرزی

بعد از چند روز قعطی اینترنت، امشب تصمیم گرفتم که چند خطی بنویسم. در مورد یاران ایران و در مورد کمپینی که در حمایت از آنان تشکیل شده است. چند روزی است که این مقاله در ذهنم می چرخد و می چرخد، تا اینکه امشب تصمیم گرفتم که آن را بنویسم.

صفحه فیس بوکم را باز می کنم، اولین خبر نظرم را جلب می کند "حمله به منزل مهدی کروبی". دومین خبر مرا بیشتر در فکر فرو می برد "حمله قلبی صفایی فرهانی در زندان و انتقالش به بهداری" یکی از دوستان ذیل همین خبر نوشته بود "امشب چه خبر است؟"

ادامه مطلب ...
 
در زنجیر کردن مشعل داران بهائی در ایران
نوشته شده توسط hasti
۰۶ شهريور ۱۳۸۹

در زنجیر کردن مشعل داران بهائی در ایران

رکسانا صابری

 

شنبه، 28 اوت 2010

سال قبل، چندین هفته را با مهوش ثابت و فریبا کمال‌آبادی، دو تن از مدیران اقلّیت مذهبی بهائی ایران، در زندان بدنام و مخوف اوین، در سلّولی واحد گذراندم. آنها را خواهران خویش می‎دیدم؛ بانوانی که تنها جرمشان اجرای مسالمت‌آمیز آداب و سنن دینشان و مقاومت در برابر فشار زندانبانان برای مصالحه در اصول اعتقادی خویش بود. آنها و پنج همکار ذکورشان، آشکارا، بدین علّت در ماه جاری به بیست سال حبس محکوم شدند.

ادامه مطلب ...
 
اعتماد و امانت در اقتصاد و در سیاستگزاری
نوشته شده توسط hasti
۰۲ شهريور ۱۳۸۹

اعتماد و امانت

نوشته:

جرج. سی. دال*

جون 2008

انسان موجودی اجتماعی است. نمی تواند در تنهايی محض زندگی کند و به تنهایی از عهده امور بر نمی آيد. اگر اجتماع بشری نباشد – یعنی بدون توانایی کار جمعی، سازماندهی ارتباطات اجتماعی و ايجاد نهادها- بشر به سعادت و رفاه نخواهد رسيد.[1]

اعتماد نيروی پیوند دهنده لازمی است که اجتماع بشری را مستحکم نگاه می دارد. درست همانطور که با اعتماد بر دانش خود نسبت به محيط پیرامون، دانستن اینکه پايمان بر زمين سفت است، اينکه هوا برای تنفس هست و جاذبه ما را از شناور شدن در فضا حفظ می کند روزانه صدها کار را انجام می دهيم، همانطور هم با همنوعان خود بر اساس تجربيات خود از شخصیت و قابل اعتماد بودن آنها رابطه برقرار می کنيم. ما با اطمينان از اينکه رانندگان ديگر از برخورد با ما اجتناب می کنند در جاده رانندگی می کنيم، سوار آسانسور می شويم با این اطمينان که درست کار می کند، از فروشگاه يا رستوران غذا می خريم با اطمينان از اينکه مسموم نمی شویم، پولمان را در بانک می گذاریم با اين اطمينان که هر زمان بخواهيم می توانيم آن را بیرون بکشیم. بدون اعتماد و اطمینان وجود هیچ اجتماع بشری امکان نداشت.[2]

ادامه مطلب ...
 
مطالب بیشتر...
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 بعدي > پايان >>

صفحه 1 از 4