با اندوهی عمیق آگاه شدیم که امیرحسین موحدی، روزنامهنگار آزاده ایرانی، در تاریخ ۲۳ تیرماه امسال پس از سالها تحمل فشار و محرومیت از ابتداییترین حقوق انسانی، زندگی او پایان یافت. خبر این ضایعه تلخ تنها بهتازگی، از طریق یکی از دوستان نزدیک و همرزمان او در تهران به ما رسید.
امیرحسین موحدی سالها در رسانههای مستقل، چه در داخل و چه در خارج از کشور، از جمله در گویانیوز با قلمی جسورانه مقاله مینوشت و صدای مردم ایران را بازتاب میداد. او در کنار روزنامهنگاران و فعالان آزادیخواه، به مبارزه برای حقیقت و آزادی پرداخت. اما بازگشت ناگزیرش به ایران، آغازگر سالهای طولانی محدودیت و محصوریت بود.
در این سالها بارها تحت بازجویی قرار گرفت و سلامتیاش بهتدریج آسیب دید. بیماریهای ریوی و قند جسم او را ضعیف کرد، اما روحیه مقاوم و امیدش به آزادی هرگز خاموش نشد. سرانجام، در بیمارستان اردبیل و سپس بیمارستان مدنی تبریز بستری شد. پزشکان وعده ترخیص داده بودند، اما تنها یک روز پیش از مرخصی، دستگاه گوارش او دچار خونریزی مرگبار شد و در ۲۳ تیرماه با زندگی وداع کرد. هرچند خانوادهاش به دلیل ترس حاضر به رسانهای کردن این واقعه نیستند، اما یکی از نزدیکترین دوستان او مرگش را مشکوک و نیازمند بررسی دانسته است.
امیرحسین پیش از مرگ وصیت کرده بود:
روزی که ایران آزاد شد، یاران دبستانیام بر مزارم سرود ملی ایران و یار دبستانی را بخوانند؛ و به جای اندوه و اشک، تنها شادی و پایکوبی کنند.
او همچنین خواسته بود شعری که سالها پیش در سوگ اکبر محمدی، فعال سیاسی دانشجویی، سروده بود بر سنگ مزارش حک شود؛ شعری که امروز پژواک رنج، پایداری و امید همه جانباختگان راه آزادی است:
بر گاهوارهات ای عزیز
از کدامین گل بیاویزم، گلگونتر از زخمهایت؟
یا بر مزارت ای عزیز
از چکاد کدامین کوه سنگی بتراشم،
که استواریاش را از تو وام نگرفته باشد؟
دوستان و همراهان امیرحسین از جامعه جهانی و سازمان حقوق بشر سازمان ملل متحد میخواهند که با کالبدشکافی مستقل، علت مرگ او را روشن سازند.
امروز یاد و نام امیرحسین موحدی را گرامی میداریم.