دختر ۱۶ ساله ، آوار یک تجاوز
دختر نوجوان نیز که اشک میریزد و می گوید : «چطور میشود که در خیابان راه بروی و کسی آن هم کنار اتوبان تو را داخلجوی آب بیندازد و تجاوز کند. من ۶ ماه است که حتی یک لحظه هم این صحنه از جلوی چشمانم دور نمیشود. آسیب روحی که از این اتفاق به من وارد شده، خیلی زیاد است و هرگز راضی به پسگرفتن شکایتم نیستم.» نگاهم کـن … عمـــیق .. ! من غمگین ترین شاد ِ دنیام .. ! اندوه مرا در پس ِ چــهره ام ببین … ! من دخـتر سایه ام .. دختر تاریکی .. ! دختری آشفته تر از خــط خطی هایش .. ! دختر : «عصر بود. از مترو شهید باقری پیاده شدم تا به خانهمان بروم. به یکی از کوچهها رفتم که ناگهان پسر موتورسواری شد راهم شد. به او اهمیتی ندادم اما او ناگهان مرا به داخل جوی آب عمیق و بزرگی که در آنجا بود، هل داد. شوکه شده بودم و میخواستماز جوی آب بیرون بیایم که پسر جوان خودش به داخل جوی آب آمد. در آنجا او مرا مورد تجاوز قرار داد.بعد از آن هم گوشی موبایل و طلایم را سرقت کرد و متواری شد.» دختر با چه حالی به خانه می رود من نمی دانم شما می دانید ؟ حسش را و حسش نسبت به تنش و پوستش و زیبایی اش و کودکی اش!ندوه مرا در پس ِ چــهره ام ببین … ! من دخـتر سایه ام .. دختر به پدر می گویدکاش […]










آخرین دیدگاهها