عید رضوان
عید رضوان بهارروشن نجوای خاک و بذر می آید. جوانه ای سر بر می کشد از تیرگی خاک. سبزاست و ناتوان؛ پر طراوت است و در انتظار باران. جویهای لب تشنه ، دهانشان پر آب می شود. نسیم در دل شاخه ها آشیان می کندو پیچکهای زرد خفته بر میله های سرد، تن پوشی سبز بر قامت خود […]
آخرین دیدگاهها